شناخت و تعیین هویت طراحی

شناخت و تعیین هویت طراحی

شناخت و تعیین هویت طراحی

 

در شناخت و تعیین هویت طراحی باید به این نکته توجه داشت که ، طراحی زمانی آغاز میشود که طراح نیاز را تشخیص می دهد

بعد از شناخت نیاز دست به طراحی می زند و تصمیم گرفته شده را اجرایی می کند .

کشف یک نیاز و تعبیر آن غالباً نیازمند یک حرکت بسیار خلاقانه است .

ممکن است آن نیاز فقط و فقط عدم رضایت نامعلوم و یا احساس عدم سهولت یک کار باشد یا احساس کنیم که چیزی نادرست است.

تشخیص نیاز به طراحی 

قالب نیاز به هیچ وجه روشن نیست ، تشخیص آن معمولاً از یک پیش آمد ناسازگار بخصوص است .

تشخیص نیاز ممکن است که به دسته ای از عواملی که تصادفاً کنار هم قرار گرفته‌اند سرچشمه بگیرد.

به عنوان مثال، در انتخاب یک ماشین بسته بندی  عوامل زیادی می تواند تاثیر گذار باشد. از جمله عوامل مهم  :

  • تغییرات وزن بسته بندی که منجر به تغییرات کیفی شود
  • صدای زیاد این ماشین آلات،
  • نحوه بسته بندی آن می باشد

معمولا افراد حساس که راحتتر تحت تاثیر قرار میگیرند، با احتمال بیشتری نیاز را تشخیص می دهند.

از این رو افراد حساس بیشتر به دنبال رفع نیاز هستند .

چنانچه فرد دیگری نیاز را مطرح کند  آسان تر قابل تشخیص است.

مثال واضح برا یاین قسمت نیاز های کاملا آشکار بسیاری از کشورهاست .

از جمله این نیاز ها می توان به موارد زیر اشاره کرد .

– نیاز به هوای پاکیزه تر و آب،

-توقفگاه های مناسب تر برای خودرو در شهرها،

-سیستم های حمل و نقل عمومی،

-جریان سریعتر وسایلرفت و آمد.

تعیین هویت طراحی

میان بیان یک نیاز و تعیین هویت مسئله که پس از بیان نیاز انجام می شود، تفاوت قابل ملاحظه ای وجود دارد.

مسئله خصوصیات مشخص تری دارد .

چنانچه نیاز ما، داشتن هوای پاکیزه تر باشد ممکن است مسئله کاهش مقدار گرد و غبار باشد .

منبع این گرد و غبار  ممکن است هر یک از عوامل زیر باشد :

-دودکش های نیروگاه خارج میشود،

-کاهش میزان دوره های آلوده ای باشد که از لوله اگزوز خودروها خارج میشود

-فرونشاندن سریع و اتش سوزی جنگل ها باشد.

نکات مهم در تعریف مساله

تعریف مساله باید شامل همه مشخصات لازم برای چیزی که قرار است طراحی شود باشد.

این مشخصات عبارتند از مشخصات کمی ورودی و خروجی، حدود ، ابعاد و اندازه فضایی که طرح می تواند اشغال کند .

همه محدودیت‌های این مقادیر کمی طراحی می شوند.

این مقادیر کمی را می توان در آغاز مانند یک جعبه سیاه تصور کرد.

به همین سبب باید ورودی و خروجی این جعبه، همراه با ویژگی ها و محدودیت های آن مشخص شود.

مشخصات مورد نظر، نشانگر هزینه ساخت وسیله، اعدادی که باید از این وسیله تولید شود، عمر کارکرد مورد انتظار وسیله، حدود تغییرات، دمای کارکرد، و قابلیت اعتماد آن می باشد.

اقلام بدیهی دیگری که می بایست در این مشخصات وجود داشته باشند عبارتند از:

  • سرعت ها،
  • میزان تغذیه وسیله،
  • محدودیت های درجه حرارت،
  • بیشترین حدود عملکرد،
  • تغییرات قابل انتظار متغیرها
  • محدودیت های ابعادی و وزن .

مشخصات نافذ دیگری وجود دارند که ناشی از شرایط خاص طراح و یا از طبیعت خود مسئله می باشد.

فرایندهای ساختمانی که در اختیار داریم به علاوه امکانات هر کارخانه معین، عوامل محدود کننده آزادی عمل طراح خواهد بود، بنابراین بخشی از مشخصات موثر هستند.

برای مثال، ممکن است یک کارخانه کوچک است فاقد ماشینهای عملیات سرد کاری باشد.

آگاهی از این مطلب طراح را وادار به برگزیدن روش‌های فلزکاری دیگری می کند که قابل اجرا در این کارخانه باشد.

مهارت های کارگران موجود شرایط رقابت نیز در تعداد محدودیت ها موثر می باشد.

برای نمونه، اگرچه در دفترچه راهنمایی عرضه کنندگان مواد اولیه لیست بسیاری از مواد در اندازه های گوناگون آن آمده است، اما همه آنها به آسانی در دسترس نمی باشند و محدودیت ذخیره آنها غالباً مطرح است.

پست علاوه بر آن صرفه جویی در انواع کارخانه ایجاد می کنند که حداقل تنوع مواد اولیه در اندازه های آن ها را نگهداری کنیم.

پس از آنکه مسئله تعریف شد و مجموعه مشخصات واجب و موثر به دست آمدند، قدم بعدی به هم آوری (سنتز Synthesis ) یک راه حل بهینه است.

در اینجا به هم آوری بدون انجام عمل تحلیل (Analysis) و بهین یابی (Optimization) نمی تواند صورت گیرد.

چون هر سیستمی که طراحی می شود باید تحلیل گردد تا معلوم شود آیا عملکرد آن با مشخصات آن هماهنگی دارد یا نه.

ممکن است نتیجه تحلیل سیستم نشان دهد یک سیستم بهینه نیست.

چنانچه طراح در هر یک یا هر دو آزمون شکست بخورد باید مسیر به هم آوری (سنتز) را از نو آغاز نمود.

طراحی یک فرایند برگشت پذیر است .

این بدین معناست که بعد از طی مراحل بعدی و ارزیابی نتایج آن می توان به یکی از مراحل قبل برگشت .

معمولا در فرایند برگشت پذیری مشکلات کار استخراج و رفع می گردد.

بنابراین ممکن است چندین قسمت یک سیستم را به هم آوری نماییم  و بعد تحلیل و بهینه یابی کنیم .

بعد از آن به مرحله به نام آوری برگردیم تا برسی شود، آنچه به دست آمده چه اثری روی قسمتهای دیگر سیستم دارد. برای اینکه بتوانیم مرحله  تحلیل یا بهین یابی را انجام دهیم، مدل های خیالی برای سیستم چنان طراحی می کنیم یامی سازیم این که تحلیل ریاضی آنها ممکن باشد.

این مدلها را مدلهای ریاضی می گوییم.

امید و تلاش ما در ساختن مدل این است که تقلید خوبی از سیستم واقعی باشد.